کد خبر : 61669
تاریخ انتشار : شنبه 27 دی 1399 - 11:41

از ستایش مالزی تا انتقاد از اصلاحات؛ در محفل چپ‌های جوان چه گذشت؟! / “آه” راننده‌تاکسی‌ها و لبوفروش‌ها گرفت!

از ستایش مالزی تا انتقاد از اصلاحات؛ در محفل چپ‌های جوان چه گذشت؟! / “آه” راننده‌تاکسی‌ها و لبوفروش‌ها گرفت!

“عباس آخوندی” وزیر سابق مسکن و از فعالان فتنه ۸۸ که از وی با عنوان علت اصلی گرانی مسکن در ایران نام برده می‌شود؛ ‌ به تازگی در اظهاراتی گفت: دولت رسمی -در ایران- منفعل شده و قادر به تصمیم گیری نیست.

به گزارش گیلانستان، خوانشی روزانه در لابه‌لای اخبار و مطالب رسانه‌های کشور است. ما درباره این خوانش البته تحلیل‌ها و پیشینه‌هایی را نیز در اختیار مخاطبان محترم می‌گذاریم. هر روز با بسته ویژه خبری-تحلیلی مشرق همراه باشید.

***

از مروّج برجام تا منتقد برجام

“آه” راننده‌تاکسی‌ها و لبوفروش‌ها گرفت!

محمود سریع‌القلم، از استادان اصلاح‌طلب و فردی که گفته می‌شود سمت مشاورت رئیس‌جمهور روحانی را نیز بر عهده داشته است، به تازگی طی یادداشتی که سایت جماران آنرا منتشر کرد در اشاره به سیاست‌های آمریکا در دوران جو بایدن نوشته است:

“دلیل اصلی که این نویسنده حتی قبل از جشن های خیابانی در تهران، ناکامی برجام را پیش بینی می کرد ناشی از نادیدهِ گرفته شدنِ مسایل بنیادی اختلافاتِ ایران و آمریکا در مذاکراتِ برجام بود. اصولاً توافقات موردی ایران و آمریکا بدونِ در نظر گرفتن کلیتِ روابط، دوام نخواهد داشت! “[۱]

*آنچه که افکار عمومی جامعه ایرانی از آقای سریع‌القلم می‌داند اتفاقا نه مخالفت با برجام یا پیش‌بینی شکست آن که اتفاقا کارچاق‌کنی برای برجام، تلاش برای بسترسازی پیرامون آن و تقلای آشکار برای بازی دادن افکار عمومی در بحث مذاکرات هسته‌ای است.

این استاد سریع‌القلم بود که روزی از روزهای سال ۹۲ و در بحبوحه تأکیدات دولت آقای روحانی بر “توافق نهایی با غرب” که بعدها برجام نامیده شد؛ لوله اسلحه را به سمت منتقدان و مردم گرفت و گفت: صدا و سیمای ما هم متاسفانه به این جریان کمک می‌کند. از یک لبوفروش یا راننده تاکسی که تمام روز را سرگرم حل مشکلات معیشتی‌اش است، درباره جریان هسته‌ای نظرخواهی می‌کند. بنابراین صدا و سیما اصالتا یک نهاد پوپولیستی است و به جلوگیری از رشد عقلی و استدلالی جامعه کمک می‌کند. [۲]

و یا همین آقای سریع‌القلم بود که در روزهای سرسمتی از پیروزی رئیس‌جمهور روحانی و زمینه‌سازی برای برجام از این می‌گفت که آمریکا دیگر در فکر براندازی ایران نیست، خودکفایی معنا ندارد و ایران باید بپذیرد که یک قدرت میان‌پایه است.

جالب است که سریع‌القلم پس از مشاهده بی‌دستاوردی برجام نیز نه به “عذرخواهی” که به بازی در پروژه معطل‌نگه داشتن افکار عمومی رو آورد و طی اظهاراتی در سال ۹۴ اظهار کرد: در اجلاس اخیر داووس سرمایه گذاران خارجی می‌گفتند که ما منتظر نتیجه انتخابات دوره بعدی ریاست جمهوری ایران هستیم و بعد جدی وارد مذاکره برای سرمایه‌گذاری می‌شویم!

او گفته بود: این نشان می‌دهد که اگر آنها سرمایه‌گذاری هم می‌کنند نگران آینده هستند، چون تجربه تغیییر سیاست‌ها را در دوران اقای احمدی‌نژاد دیده‌اند. [۳]

مع‌الوصف شاهدیم که آقای سریع‌القلم با وجود این سابقه محرز اما با یک پشتک واروی آشکار سیاسی و “عوض کردن جای شهید و جلاد”؛ امروز که تشت رسوایی برجام با صدای بلندی از بام افتاده اظهار می‌دارد که او نیز در جرگه پیش‌بینی‌کنندگان شکست برجام بوده است!

جالب توجه است که سایت رجانیوز طی یادداشتی در سال ۹۶ با اشاره به طرح یک انتقاد از سریع‌القلم به روند توافقات خارجی دولت آقای روحانی نوشته بود:

“آیا احتمال دارد که تداوم روند فعلی به وضعیتی منجر شود که حتی سریع‌القلم نیز به جرگه لبوفروشان و رانندگان تاکسی بپیوندد؟ “[۴]

می‌توان اذعان کرد که امروز و در سال ۹۹؛ آن روز رسیده است و البته بدون آنکه کسی از محمود سریع‌القلم و امثال او شنوای “عذرخواهی” باشد.

***

به اسم جوانان، به کام باورهای ۳۰ سال قبل!

در حلقه عشّاق مالزی و دوبی چه گذشت!؟

محمدصادق خرازی، فعال چپ و دبیر کل حزب ندای ایرانیان در سخنانی در کنگره اخیر این حزب اصلاح‌طلب با بیان اینکه مشکل این کشور (یعنی ایران!) این است که یک ماهاتیر محمد ندارد که درد مردم را بفهمد، گفت: ماهاتیر محمد همزمان با نخست‌وزیری میرحسین نخست وزیر شد. مردم در فقر مطلق بودند و روی درختان می‌خوابیدند. اکنون ببینید که مالزی چه شرایطی داشته و در تراز جهانی قرار دارد.

وی با اشاره به پیشرفت دبی نسبت به ۴۰ سال پیش تصریح کرد: این همان دبی چند سال پیش است که طوفان رمل جاده‌های آن را می‌پوشاند؟ دبی بر اساس عقل خردمند ساخته شده است. درست است که خارجی‌ها به آنها کمک کردند اما عقلی آن را خواسته است که آنها توانستند.

خرازی در اظهارات خود همچنین برخی انتقادات را نیز نسبت به اصلاح‌طلبان مطرح می‌کند و می‌گوید: بزرگترین مشکل، حضور پدرخوانده ها در تمام گروه‌های مرجع و گروه‌های کوچک سیاسی و همچنین در محفل‌هایی است که به صورت مافیا سایه خودشان را در احزاب چپ و راست انداخته‌اند و باز هم آنها می‌خواهند تصمیم بگیرند.[۵]

*آنچه که آقای خرازی به زبان آورده است همان ترّهات حزب کارگزاران و چپ‌های سنتی در ابتدای دهه ۷۰ است.

حرف‌هایی که موجب می‌شد برخی مدیران چپ سفرهایی را به مالزی داشته باشند و هر بار با به به و چه‌چهی فزون‌تر به ایران بازگردند و از این بگویند که ما چرا از آنها پیروی نمی‌کنیم!؟

و دست آخر نیز همین حرف‌ها بود که دولت‌هایی مثل اصلاحات و اعتدال را در دامن رأی مردم گذاشت بی‌آنکه هیچ خاطره خوبی از آنها برجای بماند.

از طرفی گویا قرار است حزب ندا با محوریت همین تفکرات نیز در انتخابات شرکت کند و مومیایی‌های جدیدی را به مردم تحویل بدهد…

جالب آنکه بر اساس تازه‌ترین رنکینگ اقتصادهای جهانی؛ اقتصاد جمهوری اسلامی ایران در رتبه ۲۲ دنیا قرار دارد اما اقتصاد مالزی در جایگاه چهلم است!

سیدامیر سیّاح، کارشناس مسائل اقتصادی چندی قبل در همین رابطه نوشت: “۲۰ سال پیش مالزی و ماهاتیر محمد کعبه آمال تکنوکرات‌های ایران شده بود. با حسرت از قول ماهاتیر می‌گفتند با انتقال فناوری از غرب، مالزی را تا۲۰۲۰ یک قدرت جهانی میکند. او پستان گاو را گرفته و ما شاخش را!

۲۰۲۰ تمام شد و اقتصاد ایران بدون نفت و با وجود همه فشارها، ۲۲ام و مالزی چهلم دنیاست. [۶]

فؤاد ایزدی، از کارشناسان مسائل بین‌المللی هم چندی قبل با انتشار جدیدترین پیش‌بینی صندوق بین‌المللی پول از وضعیت رشد GDP در میان کشورهای جهان در یک توییت نوشت:

“اگر ملاک رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) و برآورد صندوق بین‌المللی پول باشد وضع جمهوری اسلامی ایران بهتر از کشورهای زیر است:

عربستان

رژیم صهیونیستی

امارات

کویت

عمان

عراق”

مسئله دیگر نیز این است که ایران اسلامی یک کشور صاحب هژمون در جهان است که از متحدان خود ولو در قلب اروپا (اشاره به جنگ بوسنی) دفاع سیاسی و اقتصادی و نظامی می‌کند و مرزهای گفتمانی او از مرز چین و دشت قبچاق در شرق تا سواحل مدیترانه در غرب و حتی در آمریکای لاتین گسترانیده شده است.

فلذا مقایسه چنین هژمونی بزرگی با کشورهای میکروسکوپی مثل مالزی یا دوبی که به نسبت ایران هیچ تأثیر یا توانایی خاصی در جهان پیرامون ندارند؛ یک اشتباه فلسفی آشکار است.

اینکه چرا گروه‌ها و رجال اصلاح‌طلب در بیان این حقایق دچار لکنت هستند، بهروزی خود را در سیاه‌نمایی از نظام اسلامی می‌جویند و ایضا حاضر به بحث و صحبت و پیرامون اشتباهات گفتمانی خود نیستند! مقوله‌ای است که امثال آقای خرّازی باید برای جوانان حزب ندای ایرانیان توضیح بدهد.

***

آخوندی:

دولت رسمی منفعل شده و قادر به تصمیم گیری نیست

عباس آخوندی، وزیر سابق مسکن و از فعالان فتنه ۸۸ به تازگی طی اظهاراتی در کنگره حزب ندای ایرانیان گفته است: ما با یک شبکه عجیبی مواجه هستیم که مستقل از جامعه است و هیچ نیازی به جامعه و پاسخگویی به آن ندارد و همه ارتباطات آن زیر زمینی و مخفیانه‌ است. ‌ درنتیجه من فکر می‌کنم اکنون که در آستانه انتخابات هستیم باید ماهایی که جوانی و زندگی خود را برای انقلاب گذاشتیم این روند را برای مردم توضیح دهیم و بگوییم که نتیجه این فرآیند این شده که دولت رسمی منفعل شده و قادر به تصمیم گیری نیست.

او می‌افزاید: دولت اکنون در ضعیف ترین حالت است. امروز قوه قضائیه، مجلس و یا نهادی مانند مجمع تخشیص مصلحت نظام به یک قوه در برابر دولت تبدیل شده‌اند و اساساً ما امروز پنج دولت داریم و در عمل با پدیده بی‌دولتی مواجه هستیم.

به گزارش ایلنا، وزیر سابق راه و شهرسازی با بیان اینکه این شرایط نشان می‌دهد که یک عدم قطعیت بر کشور حاکم است، گفت: بین ایرانی‌ها بیشترین چیزی که مبادله می‌شود، “چه خبر است؟ “؛ صبح که از خواب بر می‌خیزند، میپرسند، چه خبر است؟ چرا که این ملت هر لحظه منتظر یک اتفاق هستند.  این یعنی اینکه عدم قطعیت مطلق وجود دارد و در این شرایط امکان سرمایه‌گذاری اجتماعی، سیاسی و اقتصادی وجود ندارد. نمی‌دانید که فردای شما چه خبر است. حال می‌خواهید چند میلیارد دلار در این جامعه سرمایه‌گذاری انجام شود؟ [۷]

*اظهارات آقای آخوندی در بحث دولت مخفی و غیر رسمی تنها با یک انگاره کاملا ساده رد می‌شود و آن اینکه فرضا اگر نه ۵ دولت که تنها یک دولت در سایه هم در ایران داشتیم؛ بدیهی بود که دستی قوی از درون این دولت پیدا شود تا به سیاست‌های غلط آقای آخوندی در بحث مسکن تودهنی بزند و اجازه گران شدن چند صد درصدی مسکن در دوران وزارت ایشان را ندهد!

اما این اتفاق رخ نداد چون پای هیچ دولت در سایه‌ای در میان نیست و دولت و وزرای دولت حاضر در ساختمان پاستور بر بیش از ۹۵ درصد از اجرائیات و بودجه کشور استیلا دارند.

به سخن دیگر اینکه اگر دولت رسمی قادر به تصمیم‌گیری نیست پس چگونه آخوندی بعنوان یک عضو دولت رسمی توانست یک‌شبه چنین بلای بزرگی را بر سر قیمت مسکن و اضلاع مختلف آن بیاورد!؟

اظهارات آقای آخوندی در واقع یک فرار رو به جلو برای پاسخ ندادن به افتضاحی است که ایشان و دوستان ایشان در دولت اعتدال به وجود آوردند و موجب کوچک شدن سفره‌های مردم شدند.

جالب است که یکی از ارکان اصلی بروز بلیّه عدم قطعیت در ابعادی از اقتصاد ایران که آخوندی مدعی آن شده؛ همین آقایان و کارنامه مدیریتی همینان است و مقصّرتراشی از باب اشتباهات یا شاید جرم‌های رخ داده در دولت اعتدال؛ یکی از زوایای پنهان این فرار رو به جلو محسوب می‌شود.

به تازگی حرف و حدیث‌هایی مبنی بر پیگیری قانونی سوء مدیریت‌های آخوندی در دوران حضور او در وزارت مسکن مطرح شده است.

انتهای پیام/مشرق نیوز

print
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.