امروز جمعه ۲۳ آذر ۱۳۹۷
۱۰:۲۷:۰۲ - پنج شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۵
یادداشت/
تربیت دینی راهی به سوی خدایی شدن
نوع نگاه والدین به دین بسیار مهم است . پدر و مادر باید ضمن پرداختن به ظاهر دین و آموزش، کودکان خود را با فداکاری، آداب فردی و اجتماعی و…. آشنا نمایند.

به گزارش سرویس یادداشت گیلانستان، سکینه پسنده/ آیا هیچ گاه از خود پرسیده اید که هدف از ازدواج و تشکیل خانواده چیست؟ برای مرد وزن تفاوت نمی کند ، اما یقین دارم لااقل بیشتر کسانی که ازدواج می کنند ، از هدف اصلی ازدواج بی خبرند و ازدواج را با عروسی عروسکها فرق نمی گذارند در صورتی که هدف اصلی ازدواج تربیت و پرورش فرزندان شایسته است .
از نگاه دینی هدف از آفرینش تنها وتنها خداست یعنی انسان آفریده شده است تا با قرار گرفتن در مسیر زندگی به برترین مقام هستی یعنی خدایی شدن برسد . کودکی که با خدا آشنا ست هیچ گاه احساس پوچی نمی کند و در جای جای زندگی اش تکیه گاه محکمی خواهد داشت و با همین تکیه گاه در برابر مشکلات استقامت می کند.از همین رو تربیت ، زمینه سازی برای رشد استعدادها در مسیر بندگی خداوند است .
زندگی آدمی همیشه تحت تأثیر تربیتی است که شخصیت او را شکل داده است و خانواده مهم ترین عامل سازنده شخصیت کودک است .کودک سالهای حساس عمر خود را در خانواده سپری می کند و هریک از اعضای خانواده به نحوی بر رفتار و به طور کلی بر شخصیت ومنش کودک تأثیر می گذارد . او گلی است که به امانت به دست پدر ومادر سپرده شده تا در راه تکامل و پرورش او بکوشند ، به منزل مقصودش برسانند و زمینه های رشد و بالندگی او را فراهم آورند
.زمان شروع تربیت دینی از دوران نو نهالی است چرا که فطرت خداجوی کودک هنوز دست نخورده است .اذان و اقامه ای که در بدو تولد در گوش نوزاد طنین انداز می شود ، در واقع عصاره ای از آموزه های دینی –الهی است که در ضمیر ناخود آگاه او تأثیر خواهد داشت .
کودک در هفت سال اول زندگیش نارسا و ناتوان است و پدرو مادر با دیده رأفت و عطوفت به او نگاه می کنند و خواسته هایش را برآورده و به نیازهایش پاسخ می گویند.
اما در هفت سال دوم زندگی تغییرات قابل ملاحظه ای در جسم و روح کودک پدید می آید جسمش نسبتا قوی شده ، ذهنش رشد یافته و درک و فهمش افزایش می یابد خوبی ها وبدی ها را تا حدودی می فهمد اما چون عطشش کاملا شکفته نشده صلاح و فساد خود را به درستی تشخیص نمی دهد .
اما در تمام مراحل زندگی مرحله ای بسیار حساس و بحرانی وجود دارد که در هفت سال سوم عمر انسان است و از پانزده سالگی آغاز می گردد . همان دوران بلوغ و جوانی است در این دوره نوجوان به سبب بحران بلوغ ، خواهش ها و تمایلات متفاوت و متضادی دارد . کودک پرجنب و جوش دیروز به جوان حساس و زود رنج امروز بدل گردیده و تغییرات سریع جسمی تاثیرات فراوانی در حالات روحی او به جا می گذارد .
باید توجه داشت که اعمال و رفتار والدین در شکل گیری شخصیت دینی فرزندان بسیار مؤثر است . و نوع نگاه والدین به دین بسیار مهم است . پدرو مادر باید ضمن پرداختن به ظاهر دین و آموزش ، فداکاری ، آداب فردی و اجتماعی و….آشنا نمایند .یعنی علاوه بر پوسته و ظاهر دین ، آنها را به حقیقت و هسته دین نیز آگاه کنند. پس اعتقاد دینی باید در اعمال و رفتار افراد نمایان شود ، چرا که ایمان ، باوری است که انسان را به عمل وا می دارد. و اگر بیش از حد و فراتر از اقتضای سنی کودکان به تحمیل مطالب دینی اقدام شود ،رغبت و ایمان قلبی آنها نسبت به دین کاهش می یابد.
رسانه های سمعی وبصری نیز همگی در چگونگی تربیت فرزندان ما نقش دارند . وقتی در فیلم های داخلی و خارجی و هندی و…. وبا کتاب ها و برنامه های کامپیوتری ،ارزش هایی از قبیل عبادت ، پوشش چادر و روحانیت خدشه دار می شودو یا در ماهواره که حامل پیام فرهنگ مبتذل غرب است ضد ارزش ها را ارزش معرفی می کند. بنابراین اگر در تبیین و ترویج مسائل و احکام دینی کوتاهی شود چگونه انتظار داریم جوان به این مفاهیم احترام بگذارد و پای بند باشد ؟
وظیفه پدرو مادر در این شرایط این است که نوجوان خود رادرک کند و با فرزند خود همراهی و همدلی کند تا بتواند با راهنمایی های لازم نوجوان وجوان خود را به سر منزل مقصود برساند و پیش شرط تأثیر امرو نهی والدین این است که خود آنها عامل به مسائل و احکام دینی باشند و پیش شرط عامل بودن والدین باور قلبی آنها به آموزه های الهی است . پای بندی والدین به اخلاقیات –البته درعمل نه در گفتار –مهمترین کانال انتقال این گونه مفاهیم ارزشمند به نسل آینده است.پس چنان چه فرزند ما بر خلاف آموزه های دینی رفتار می کند ، باید علت را در خودمان جست و جو کنیم و ببینیم کجا اشتباه کرده ایم .

انتهای پیام/


  • آخرین اخبار
  • گوناگون
ويژه نامه
تعداد شماره ها: 0
تبلیغات چاپ بنــــر تبلیغات تبلیغات تبلیغات تبلیغات