در یادواره شهدای آرایشگر مطرح شد؛
اعتراف استاندار گیلان به بیفایده بودن حضورش در استان و ذکر چند نکته

شما میتوانید هزینه اضافه کار و راننده و مأموریتهای بیثمر را قطع کنید و به مدیران بگویید کمتر از بودجه بیت المال بخورند تا هزینه تزریقات مردم تأمین شود.
به گزارش گیلانستان، علیرضا شعبانی نژاد فعال فرهنگی سیاسی گیلان در یادداشتی نوشت:
آقای دکتر حق شناس
استاندار محترم گیلان
سلام برادر. خداقوت.
امروز در یادواره شهدای آرایشگر کشور جمله ای گفتید که ذهن مرا به خود مشغول کرد.
باید مردم را راحت بگذاریم. مردم کار خودشان را خوب بلدند. اگر ما با قوانین و آئین نامههای دست و پاگیر مانع مردم نشویم آنها راحت هستند و کارها به پیش می برند.
در ادامه گفتید:
هر وقت ما به مرخصی و مأموریت می رویم مشکلی در کارها ایجاد نمی شود.
نمی دانم این جملات را از ته دل گفتید یا تعارف کردید. به راستی نمیدانم.
ولی به قول معروف حالا که شما سر شوخی را باز کردید من هم چند جمله ای عرض میکنم.
برادر عزیزم اگر این جملات را به واقع گفته باشید ماندن شما در پست استانداری به لحاظ عقلی و شرعی حرام است و شما حق ندارید پستی را تصدی کنید که وجود یا عدم وجودتان در آن اثری ندارد.
اگر هم تعارف کرده باشید که واقعاً زمان خوبی را انتخاب نکردهاید چون فشار اقتصادی حال و حوصلهای برای تعارف باقی نگذاشته است.
اما…
اما من میدانم که شما انسان صادقی هستید. این نکته را در طول بیست و یک سال آشنایی یک طرفه با شما به خوبی دریافتهام و نمیتوانم تصور بدی نسبت به شما داشته باشم ولی برادر عزیز در پارهای از کارها واقعاً شرایط بد است.
من جنگ و تحریم را می فهمم.
من کمبود و نبود بودجه را می فهمم.
من تعلل و کاهلی کارکنان در شرایط بد اقتصادی را میفهمم
ولی نمیفهمم چرا کوچکترین کارها باید در گیر و دار اداری گیر کند.
اصلاً قبول، با شرایط موجود شما امکان هزینه کرد برای پروژهها را ندارید. دربست قبول.
حالا چرا از بودجههای موجود به نحو احسن استفاده نمیکنید؟
برادر من!
میفهمم بروکراسی اداری و تداخل وظایف قوه مجریه و مقننه گاهی کشنده می شود و مدیر اجرایی را مستأصل می کند ولی این دلیل نمی شود که شما زجر مردم را نبینید.
مثالی بزنم.
دیروز در مطب پزشکی عمومی بودم. مریضی آمد و ویزیت شد. رفت دارو گرفت و آمد. بیمه هم داشت. هزینه تزریق را هم پرداخت کرد. دست آخر گفت:
– این چند آمپول دیگر را چه باید بکنم؟
پرستار جواب داد:
– فردا و پس فردا باید بزنید.
مریض سرش را پایین انداخت و گفت:
– پول تزریقش را ندارم. میتوانم ببرم و به داروخانه پس بدهم؟
و در تعجب من برد و پس داد و برگشت و درمان را نیمه کاره رها کرد چون نداشت!
نداشت…
برادر استاندار من این یعنی…
من نمی گویم شما مسئول گران شدن دارو هستید. اینقدر عقلم میرسد ولی میدانم شما میتوانید از همه هزینه های بیهوده مدیران بزنید و مردم بیمار و مستأصل را دریابید.
شما میتوانید جلسات بیهوده و همایشهای بیفایده را تعطیل کنید تا کسی به خاطر هزینه تزریق نصف داروهایش را پس ندهد.
شما میتوانید هزینه اضافه کار و راننده و مأموریتهای بیثمر را قطع کنید و به مدیران بگویید کمتر از بودجه بیت المال بخورند تا هزینه تزریقات مردم تأمین شود.
شما میتوانید کارهای موازی دور و اطرافتان را بیتعارف حذف کنید تا مردم نفس بکشند.
شما میتوانید از پنجره دفترتان نگاهی به پارکینگ استانداری بیندازید و ببینید که اکثر کارکنان شما با ماشینهای آنچنانی به محل کار میآیند و دمی با خود بیندیشید که به جادی دادن اضافه کار بیحساب به این افراد میتوانید گرهای از مردم بگشایید.
شما میتوانید…
شما به درد می خورید. شما آدم حسابی هستید. من شما را خوب می شناسم ولی باید انقلابی عمل کنید تا فردای قیامت پیش روی مردم شرمنده نباشید و به سلامت از سر پل صراط بگذرید.
شما مسئولید
علیرضا شعبانی نژاد
زمستان ۱۴۰۴
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰