یادداشت/
مجتبی میره جینی: رشت در محاصره پروژه های نیمه کاره!

وقتی پروژهها نیمهتمام میمانند، قراردادها نهایی نمیشوند و اولویتها مدام تغییر میکند، شهر وارد چرخهای از اتلاف منابع و نارضایتی محض میشود.
به گزارش گیلانستان، مجتبی میره جینی فعال سیاسی اجتماعی در یادداشتی نوشت:
اگر بخواهم وضعیت امروز مدیریت شهری رشت را برایتان توصیف کنیم، شاید دقیقترین تصویر، شهری باشد که در مجموعهای از قیفها گرفتار شده؛ قیفهای ترافیکی، قیفهای اجرایی و مهمتر از همه، قیف ذهنی مدیران. قیفی که نگاه را محدود میکند، مسئله را کوچک میبیند و تصمیم را به پروژه محوری تقلیل میدهد.
قیف ذهنی یعنی مدیریتی که بهجای دیدن شبکه، فقط نقطه را میبیند؛ بهجای حل مسئله، به اجرای یک پروژه فکر میکند. نتیجه این نگاه را میتوان در بسیاری از تصمیمهای شهری دید؛ پروژههایی که آغاز میشوند اما به سرانجام نمیرسند، یا اجرا میشوند اما مسئله را حل نمیکنند. شهری که پر از کلنگزنی است، اما خروجی ملموس کمی دارد.
نمونهها روشن است. محور امام علی تا دیلمان ، بازگشایی باقرآباد–سعدی و تملک اراضی رینگ ۹۰ متری بین میدان گیل تا شهرک مهر که سالهاست در وضعیت کند یا نیمهفعال قرار دارند. این پروژهها اگر با نگاه شبکهای و اولویتبندی واقعی اجرا میشدند، میتوانستند بخشی از بار ترافیک شهر را توزیع کنند، اما امروز بیشتر به نماد تأخیر و عدم تصمیمگیری تبدیل شدهاند.
در حوزه پلها، بهوضوح این ایراد در طراحی هندسی دیده میشود. پلهای کوتاه ۲۰۰ متری که بدون تحلیل به روز جریان اصلی و فرعی خودروها ساخته شدهاند، بهجای روانسازی، قیف ترافیکی ایجاد کردهاند. پل نیرو دریایی مقابل مدرسه ایمان به دلیل عدم اتصال به میدان امام حسین( ع)گره جدید ترافیکی ساخته است. پل حمیدیان اگرچه بخشی از مشکل را کاهش داد، اما جلوتر باعث قفل شدن کوچه پژمان شد؛ این یعنی حل مسئله در یک نقطه و ایجاد مشکل در نقطه دیگر.
در حوزه مالی نیز همین الگو دیده میشود. رشت ابزار تهاتر و مشارکت با پیمانکاران را دارد و تجربه اجرای بخشهایی از بلوار امام علی (ع)نشان داد به همگان که میتوان بدون فشار به بودجه و بدون اختصاص ردیف ملی از سازمان برنامه پروژه را اجرا کرد. اما همین ظرفیت در بازگشایی رینگ ۹۰ متری بهکار گرفته نشد. وقتی ابزار هست اما استفاده نمیشود، یعنی مسئله در ذهن تصمیمگیران اولویت واقعی پیدا نکرده است.
در زیرساخت شهری نیز قیف ذهنی به شکل اجرای بدون تکمیل دیده میشود؛ این درد و رنج شهروندان و شهر ما شد تصفیهخانهای که با حدود پنج درصد ظرفیت کار میکند و شبکه ۱۶۱ کیلومتری لولهگذاری که دو سر آن به هم متصل نیست، این درد را به دیوار بگویید می ریزد ؛ این نمونه ایی از اجرای پروژه بدون نگاه سیستمی است. زیرگذر رشتیان بارها کندن و ساختن چرا؛ چون بیتوجهی به شرایط آبهای زیرزمینی موجب پروژهای زمانبر و پرهزینه شد ؛ نشانهای دیگر از اینکه مطالعات در تصمیمگیری جدی گرفته نشده است.
خروجی این مدل مدیریتی، افزایش گلوگاههای ترافیکی و فرسایش اعتماد عمومی است. مردم نتیجه را میبینند، نه گزارش. وقتی پروژهها نیمهتمام میمانند، قراردادها نهایی نمیشوند و اولویتها مدام تغییر میکند، شهر وارد چرخهای از اتلاف منابع و نارضایتی محض میشود.
مسئله رشت کمبود منابع یا ابزار نیست؛ مسئله محدود شدن نگاه مدیریتی به پیشرفت است که آنرا به اسم توسعه به ما رنگ کنند وکلا توسعه را با ساختن اشتباه میگیرند. تا زمانی که این نگاه تغییر نکند و جای خود را به تصمیمگیری مبتنی بر مسئله، اولویتبندی واقعی و انضباط اجرایی ندهد، پروژههای جدید هم به همان سرنوشت پروژههای قدیمی دچار خواهند شد.
رشت بیش از هر چیز به خروج از این قیف ذهنی نیاز دارد؛ به مدیریتی که قبل از شروع هر پروژه، بداند دقیقاً کدام مسئله را حل میکند و تا پایان اجرا پای آن بماند. وقتی نگاه از نقطه به شبکه تغییر کند، آنوقت پروژهها بهجای ایجاد گره، گرهگشایی خواهند کرد.
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰