دفعه پیش که ساکنین اون منطقه اعتراض کردن، زیر پاتوم گرفتند و همه رو بازداشت کردند بردن
به قلم سروش علیزاده؛
گاف سخنگوی دولت در برابر کوه زباله سراوان/ سفری بیثمر؛ از حاشیه و ناهماهنگی تا نمایشهای بیثمر تشریفاتی!

.
به گزارش گیلانستان، سروش علیزاده از نویسندگان مستقل گیلانی در یادداشتی نوشت: سفر فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت چهاردهم، در روزهای ۲۲ و ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴ به گیلان، قرار بود نمادی از ارادهی دولت برای شنیدن صدای مردم این سرزمین سبز و رنجکشیده باشد. اما آنچه در نهایت نصیب گیلان شد، چیزی نبود جز حاشیه، ناهماهنگی، گاف رسانهای و نمایشهای بیثمر تشریفاتی.
درحالیکه بحران زبالهی سراوان، نفس جنگلهای هیرکانی و تالاب انزلی را به شماره انداخته و زندگی هزاران نفر را با بیماریهای پوستی، تنفسی و حتی سرطان گره زده، مهاجرانی در نشست خبری خود در منطقه آزاد انزلی مدعی شد که «زباله در شمال کشور هنوز به مرحله بحران نرسیده است». این جملهی حیرتانگیز، نهفقط از بیاطلاعی آشکار سخنگوی دولت نسبت به فاجعهی سراوان حکایت داشت، بلکه توهینی آشکار به رنج و داد ۴۰ سالهی مردمی بود که هر روز با بوی تعفن و شیرابهی سمی زندگی میکنند.
چه چیز از بحرانزا بودن کوهی ۱۱۰ متری از زباله که با بیش از یک میلیون تن پسماند بالا رفته، روشنتر است؟ روزانه حدود ۲۰ لیتر بر ثانیه شیرابهی آلوده از دل این کوه به سفرههای زیرزمینی نشت میکند، و در هر سال هزاران لیتر سم وارد منابع آبی، خاک و حتی غذای مردم میشود. وقتی سلامتی مردم یک استان در خطر است، چطور میتوان با خیال راحت گفت که هنوز «بحرانی» وجود ندارد؟
اما این تنها نقطهی ضعف این سفر نبود. مهاجرانی بهجای بازدید میدانی از سراوان یا ارائهی برنامهای برای راهاندازی پروژه متوقفشدهی زبالهسوز، وقت خود را صرف افتتاح یک مدرسهی خیرساز و سخنرانیهای بیربط درباره همکاریهای اوراسیا کرد. این برنامههای حاشیهای چه کمکی به بحران محیطزیست، بیکاری یا فشار معیشتی مردم گیلان میکند؟
از همه ناامیدکنندهتر، برگزاری نشست خبری با حضور رسانههای گزینشی و حذف خبرنگاران مستقل بود؛ آنهم در استانی که جامعه رسانهایاش سالهاست برای صدای مردم بودن هزینه دادهاند. مگر سخنگوی دولت نباید صدای همهی مردم را بشنود، نه فقط آنهایی که از فیلتر دلخواه عبور کردهاند؟
افزون بر این، زمانبندی نادرست نشست، همزمان با حواشی ملی درباره خلیج فارس، نشان داد که تیم دولت حتی در سادهترین هماهنگیهای رسانهای ناتوان است.
نمایندگان گیلان نیز در این ناکامی بیتقصیر نیستند. چرا بهجای همراهی در این شوهای تبلیغاتی، از فرصت استفاده نکردند تا وزرای کلیدی مانند وزیر کشور یا رئیس سازمان محیطزیست را به سراوان بیاورند؟ محمدرضا احمدیسنگر، نمایندهی رشت، بارها درباره دفن زبالهی ۱۷ شهرستان در سراوان هشدار داده، اما این هشدارها چه زمانی به تصمیم و بودجه و اقدام واقعی خواهد رسید؟ چرا حتی یک قدم برای حمایت از چایکاران، احیای تالاب یا توسعهی گردشگری گیلان در این سفر برداشته نشد؟
واقعیت این است که گیلان، با تمام منابع طبیعی بینظیرش، امروز زیر بار زباله، وعدههای بیپشتوانه و تصمیمگیریهای مرکزگرایانه در حال خفه شدن است. بحران سراوان فقط یک فاجعه زیستمحیطی نیست؛ آینهایست از انباشت بیتوجهی، تعارفهای سیاسی و غیبت ارادهی ملی برای نجات این استان.
مردم سراوان دیگر تاب شنیدن وعدههای توخالی را ندارند. تا زمانی که نمایندگان، نهادهای مدنی و رسانهها همصدا و با جدیت از دولت پاسخگویی و اقدام مطالبه نکنند، این کوه زباله بلندتر میشود، و صدای مردم گیلان کوتاهتر.
انتهای پیام/
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
اقا ازخود مردم گیلان کمک مالی بگیرید ودستگاه های زباله سوز تهیه کنید به امید این دولت نباشید هرکس باید دست روی زانوی خودش بذاره وبلند شه خود مردم گیلان باید برای خودشون یه کاری کنن امید به دیگران اشتباه بزرگیه
سلام من بشخصه رسانه شمارو یک رسانه منصف و پیگیر میشناسم و انتظار دارم از آقای عباسی استاندار قبلی بپرسید که در دلت شهید رئیسی با بودجه کلان و بسیار زیاد برای سراوان چکردین و معاون عمرانی ایشان آقای مسعود کاظمی که مامور به نتیجه رساندن این پروژه بودن بودجه را کجا هزینه کردن؟ اگر مسئولین ما هرکدام در مسند قدرت کار خود را به نحو احسن انجام میدادن الان گیلان که هیچ ایران بهشت روی زمین میشد .تمام

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 3 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۳