۲۰۰ سال مداخله انگلیس در ایران از هرات تا ۲۸ مرداد

پژوهشگر تاریخ معاصر، با اشاره به سابقه مداخلات انگلستان در ایران گفت: انگلستان در هیچ مقطعی از تاریخ معاصر ایران از دخالت دست نکشیده و همواره بر اساس منافع ژئوپلیتیک، نفتی و رقابت با قدرتهای رقیب، در تحولات ایران نقشآفرینی کرده است.
به گزارش گیلانستان، علیرضا زادبر، پژوهشگر تاریخ معاصر در گفتگو با خبرنگار سیاسی فارس به مناسبت سالروز کودتای ۲۸ مرداد با اشاره به سابقه خصومت، دخالت و نگاه استعماری انگلستان به ایران، اظهار داشت: مسئله خصومت، دخالت و نگاه استعماری انگلستان به کشور ایران، مسئله جدیدی نیست و البته صرفاً اختصاص به ایران هم ندارد.
وی افزود: اگر بخواهیم به یک دوره شاخص اشاره کنیم، حتی پیش از دوره پهلوی، دورهای وجود دارد که سیاست دولت انگلستان به آن «نگاه به شرق» میگفتند. وقتی انگلیسیها پس از جنگ و کشتار فراوان توانستند بر هند مسلط شوند، یکی از مهمترین سیاستهایشان حفاظت از این مستعمره مهم بود؛ سرزمینی وسیع با نیروی کار رایگان، کشاورزی بهصرفه و موقعیتی مهم.
این پژوهشگر تاریخ معاصر ادامه داد: حفظ مستعمرات توسط کشورهای زورگوی استعمارگر، همیشه یک دغدغه و سیاست و راهبرد اساسی برای آنها بوده است. مثلاً فرانسویها، بلژیکیها و هلندیها در قاره آفریقا و انگلستان در جایجای جهان، بهویژه در شرق و غرب آسیا، و حتی روسیه تزاری، رقابت جدی بر سر هند داشتند. در واقع هند ناموسیترین مستعمره انگلستان بود.
زادبر بیان کرد: از این جهت، سیاستی را طراحی کردند به نام «دیوار حائل». مقصود از دیوار حائل این بود که بین سرزمین وسیع هند و رقبای انگلستان، که در آن مقطع روسیه تزاری بود، یک دیوار ایجاد شود؛ یعنی یک دولت حائل که باید بین هندوستان و روسیه تزاری فاصله ایجاد میکرد تا روسها دسترسی به مرزهای هندی نداشته باشند. این دولت حائل، ایران بود.
وی تصریح کرد: بنابراین، اگر بخواهیم از نظر تاریخی ریشهیابی کنیم، یکی از مقاطعی که انگلستان بر ایران مسلط میشود، با تحمیل قراردادها، ایجاد شبکهای از رجال و کارگزاران و همچنین ایجاد شبکهای از جریانهای فکری، قلمبهدستان، روزنامهنگاران و نشریات است که در امور داخلی ایران دخالت کردند.
خیانت انگلیس در جنگهای ایران و روس
این پژوهشگر تاریخ معاصر با اشاره به جنگهای ایران و روس در عصر عباسمیرزا گفت: شما ببینید در ماجرای طولانی ایران و روس، درست است که ایران با روسیه تزاری جنگید و این جنگ هم طولانی بود، اما چه زمانی این جنگ طولانی به شکست ختم شد؟ وقتی انگلیسیها به ما خیانت کردند. حتی در اسناد و نامههای عباسمیرزا نیز آمده که او به انگلستان نامه مینویسد.
زادبر ادامه داد: توپخانهای که عباسمیرزا داشت، افسران و فرماندهانش انگلیسی بودند. انگلستان با هماهنگیای که پشت پرده داشت و توافقی که هم با فرانسه و هم با روسها کرده بود، این نیروهای توپخانه را بیرون کشید. یک نامه از عباسمیرزا وجود دارد که از انگلستان میخواهد لااقل چند نفر از این نیروها را باقی بگذارد.
معاهده پاریس؛ جدایی هرات از ایران با فشار انگلیس
وی گفت: شاید مهمتر و مشهودتر از این، جایی است که انگلستان به منافع ایران و تمامیت ارضی ایران خیانت میکند؛ معاهده پاریس است. زمانی که ناصرالدینشاه خواست هرات را به ایران برگرداند، حاکم هرات سرپیچی کرد. او نیرو فرستاد و هرات را محاصره کرد. همزمان انگلستان نیروی دریایی فرستاد و بندر مهم بوشهر را محاصره کرد و شرط گذاشت که به شرطی از بوشهر خارج میشویم که شما محاصره هرات را به پایان برسانید.
زادبر افزود: این اتفاق افتاد و ناچار شدند در پاریس معاهدهای امضا کنند به نام معاهده پاریس و هرات که در واقع باعث شد افغانستان از ایران جدا شود.
وی با اشاره به دیگر اقدامات انگلستان علیه ایران اظهار داشت: خیانتهای دیگری هم وجود دارد که انگلیسیها در مورد ایران انجام دادند؛ از جمله قرارداد ۱۹۰۷ که ایران را بین خودشان و روسیه تزاری به سه قسمت تقسیم کردند. شمال ایران در واقع حوزه نفوذ و اختیارات روسیه تزاری، جنوب ایران حوزه نفوذ انگلستان و مرکز، منطقه بیطرف شد.
این پژوهشگر تاریخ معاصر ادامه داد: این قرارداد را مخفیانه بستند و دولت ایران اصلاً مطلع نشد. یکی از خیانتهایی که انگلستان به جریان مشروطهخواهی کرد، همین بود. بعدتر، هشت سال بعد، این قرارداد را تغییر دادند و در سال ۱۹۱۵ ایران را به دو قسمت تقسیم کردند؛ شمال تا مرکز و مرکز تا جنوب بین این دو کشور تقسیم شد.
زادبر گفت: جنوب، چون نفت ایران در آنجا بود و از سال ۱۹۰۱ ویلیام دارسی در مسجدسلیمان نفت را کشف کرده بود و شرکت نفت انگلیس و ایران به وجود آمده بود و بخش مهمی از سهام آن به دولت انگلستان فروخته شده بود، در حوزه اختیار و نفوذ انگلستان قرار گرفت و شمال نیز حوزه نفوذ روسیه تزاری شد.
وی در ادامه به چگونگی افشای این قراردادها اشاره کرد و افزود: چه اتفاقی افتاد که این قراردادها لو رفت؟ دو سال بعد انقلاب شد، در روسیه تزارها سقوط کردند و شوروی شکل گرفت. انقلابیون روس آمدند و قراردادهای استعماری را که حکومت قبلیشان امضا کرده بود، افشا کردند و بعضی از آنها را نیز ملغی کردند.
قراردادهای ۱۹۰۷ و ۱۹۱۵؛ تقسیم ایران میان روس و انگلیس
زادبر تصریح کرد: یکی از قراردادهایی که افشا شد و اصلاً ایرانیها خبر نداشتند که کشورشان بین روس و انگلیس تقسیم شده، همین دو قرارداد ۱۹۰۷ و ۱۹۱۵ بود.
این پژوهشگر تاریخ معاصر با اشاره به رفتار انگلستان در جریان مشروطه گفت: در مشروطه نیز رفتار انگلستان مزورانه است. از یک سو در مقابل شاه قاجار از مشروطهخواهان دفاع میکند و از سوی دیگر یکی از عوامل اصلی اختلافافکنی بین مشروطهخواهان است.
وی افزود: ماجرای باغ سفارت انگلستان و دخالت این کشور در صدور فرمان را داریم. بعدتر، وقتی بین جریان مشروطه و مشروعهخواه اختلافات جدی به وجود میآید، شبکه انگلیسی فعال است. همانطور که عرض کردم، به مشروطهخواهان، بهویژه با قرارداد ۱۹۰۷، خیانت کردند. بنابراین، هیچگاه انگلستان در ایران مشروطه حقیقی نمیخواست.
زادبر ادامه داد: وقتی مشروطه شکست خورد و ایران به سمت دوره ناامنی و جنگ جهانی اول رفت، ایران مجدداً مورد تعرض خارجی قرار گرفت. انگلستان ایران را اشغال کرد و همراه با روسها، ایران اشغال شد؛ یعنی شاهد اشغال نظامی و حضور نظامی آنها در ایران بودیم.
از اشغال ایران تا کودتای ۱۲۹۹؛ استمرار مداخله انگلیس
وی با اشاره به وضعیت ایران پس از جنگ جهانی اول اظهار داشت: بعد از جنگ جهانی اول، از سال ۱۲۹۶ تا ۱۲۹۸، ما قحطی بزرگی را در ایران داریم که یکی از پایههای اصلی آن، انگلیسیها هستند. آنها در تهیه و احتکار آرد، مواد غذایی و دارویی که از مرز شرق کشور میرسید، نقش داشتند و در این دوره میلیونها ایرانی کشته شدند.
وی افزود: بنابراین، دوره پسامشروطه، دوره ناامنی است؛ جنگ جهانی اول، قحطی و کشوری که تکهپاره شده بود. در چنین فضایی، دولت انگلستان میآید و کودتای انگلیسی ۱۲۹۹ را طراحی میکند و سرهنگ در این مرحله موفق میشود کودتا را به پیروزی برساند؛ با نقشآفرینی ژنرال آیرونساید و شبکه داخلی او، از جمله سرهنگ اسمایس.
این پژوهشگر تاریخ معاصر ادامه داد: در جایجای این تاریخ که من خیلی فوری و کوتاه به آن اشاره کردم، حضور انگلستان مشهود است. جلوتر میآییم؛ ۲۰ سال بعد، در جنگ جهانی دوم، باز هم با محوریت انگلستان، ایران اشغال میشود. این بار مسئله فقط اشغال ایران نیست، بلکه پادشاه ایران را هم ناچار به استعفا میکنند و او را از ایران اخراج میکنند.
زادبر بیان کرد: در انتقال قدرت به محمدرضا پهلوی، با واسطهگری محمدعلی فروغی، انگلستان نقش دارد.
نفت؛ مهمترین محور نفوذ و سلطه انگلیس بر ایران
وی با اشاره به موضوع نفت گفت: میرسیم به موضوع بسیار مهم نفت. نفت در ایران توسط ویلیام دارسی کشف شد، اما مالک نفت ایران هیچگاه ایرانیان نبودند؛ مالک نفت ابتدا شرکت انگلیسی بود و دولت انگلستان هم سهامدار شد.
این پژوهشگر تاریخ معاصر ادامه داد: چرچیل، که در جنگ جهانی اول وزیر نیروی دریایی انگلستان بود، در اسنادش میگوید اگر نفت ایران نبود و ما نمیتوانستیم هزینههای جنگ را پرداخت کنیم، بهویژه سوخت نیروی دریایی را تأمین کنیم، شرایط متفاوت بود. در جنگ جهانی دوم نیز از راهآهن ایران استفاده کردند تا انگلیسیها و آمریکاییها از جنوب ایران ادوات را به شوروی برسانند تا با هیتلر بجنگد.
زادبر تصریح کرد: با این حال، نفت هیچگاه در اختیار ایرانیان و متعلق به آنها نبود. چند مسئله وجود داشت؛ نخست اینکه قرارداد نفتی، قرارداد طولانیمدتی بود و در دور اول، نفت ایران را در واقع برای ۶۰ سال واگذار کرده بودند. دوم اینکه ایرانیها هیچگاه دسترسی به دفاتر حسابرسی نداشتند که بدانند چه میزان نفت فروخته شده، به چه کسی فروخته شده، مالیات چقدر بوده و درآمد چقدر بوده است.
وی افزود: مسئله سوم، سهم ایران از فروش نفت بود. ابتدا ۱۲ درصد بود و بعد بحث چانهزنی برای ۱۴ درصد مطرح شد که همان هم پرداخت نمیشد. یعنی میزان پولی که شرکت نفت انگلیس و ایران به دولت انگلستان میداد، بیشتر از پولی بود که به دولت ایران پرداخت میکرد؛ آن هم همیشه پرداخت نمیشد و با کلی بهانه و مسائل دیگر همراه بود.
زادبر ادامه داد: این شرکت یکی از بزرگترین شرکتها شد و اولین پالایشگاه مهم را، شاید بتوان گفت در جهان، در آبادان ایجاد کرد. حدود ۴۸ شرکت زیرمجموعه داشت؛ از لولهسازی و کشتیسازی گرفته تا بخشهای دیگر. هیچکدام از اینها متعلق به ایرانیها نبودند. حتی مهندسان ایرانی را هم راه نمیدادند تا آموزش ببینند و در مقابل، کارگران جزئی و کارگران غیرمتخصص ایرانی بودند.
وی با اشاره به تحولات منتهی به ملی شدن صنعت نفت اظهار داشت: وقتی تحولات به سمت ملی شدن نفت رفت و در نهایت نفت از نظر قانونی و روی کاغذ ملی شد، یک قانون ۹ مادهای تصویب شد که یکی از مهمترین مواد آن، خلع ید از انگلستان بود؛ یعنی مالکیت نفت از انگلستان گرفته شود.
این پژوهشگر تاریخ معاصر گفت: انگلستان بلافاصله ما را تحریم کرد و محاصره دریایی انجام داد. رزمناوهای انگلیسی به آبادان آمدند و از قبرس و جاهای دیگر اجازه ندادند ما نفت صادر کنیم و جلوی صادرات نفت ایران را گرفتند.
زادبر افزود: حتی کشتی معروف ایتالیایی «روز ماری» که آمده بود نفت ایران را حمل کند، در آب توقیف شد. انگلیسیها یک دادگاه دریایی در بابالمندب تشکیل داده بودند و حکم صادر کردند و نفت آن را مصادره و کشتی را نیز توقیف کردند.
وی بیان کرد: جالب این است که انگلیسیها رفتند شکایت کردند و درخواست غرامت کردند که ایران قرارداد را باطل کرده و باید غرامت پرداخت کند. پرونده به دادگاه لاهه کشیده شد، مصدق به لاهه رفت و موضوع به شورای امنیت نیز کشیده شد.
این پژوهشگر تاریخ معاصر تصریح کرد: اساساً اینکه ایران محاصره دریایی و تحریم شد، مربوط به دوره جمهوری اسلامی نیست؛ دورهای است که ایرانیان با یک نهضت ملی به دنبال ملی شدن نفت بودند و انگلستان با ما اینگونه رفتار کرد.
«عملیات چکمه» و «آژاکس»؛ نقشه انگلیس و آمریکا علیه مصدق
زادبر ادامه داد: از همان زمان، انگلیسیها به دنبال این بودند که دولت مصدق را ساقط کنند. عملیاتی را طراحی کردند به نام «عملیات چکمه» تا با یک لگد چکمه، مصدق را از ایران اخراج کنند.
وی افزود: در ادامه، فراز و فرودهایی پیش آمد، ترومن، رئیسجمهور آمریکا، تغییر کرد و آیزنهاور آمد. آمریکاییها اطلاعات و دادههایی را که از انگلیسیها گرفته بودند تکمیل کردند و عملیات «آژاکس» را طراحی کردند.
زادبر گفت: در نهایت، از ۲۵ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، با یک کودتا دولت مصدق را ساقط کردند و نهضت ملی شدن نفت شکست خورد. دوباره کنسرسیومی شکل گرفت که این کنسرسیوم مالک نفت ایران شد.
وی ادامه داد: هفت شرکت بزرگ که معروف به «خواهران نفتی» بودند، آمدند و مالک نفت ایران شدند؛ یعنی دوباره نفت تبدیل شد به کالایی در اختیار این کشورها. البته عمدتاً آمریکاییها بودند و شرکتهای انگلیسی و ایتالیایی هم حضور داشتند، اما عمده سهم در اختیار آمریکاییها بود.
وی با طرح این پرسش که انگلستان در چه مقطعی از تاریخ معاصر ایران دخالت نکرده است، اظهار داشت: ببینید انگلستان چه مقطعی بوده در تاریخ معاصر ایران که در تاریخ ایران دخالت نکرده باشد؟ منافع متعدد، منافع ژئوپلیتیک، منافع نفتی و رقابت با رقبا؛ یک دوره روسیه تزاری بود، یک دوره شوروی و حتی در دورهای رقابت پنهانی با خود آمریکا داشتند.
وی افزود: اولین باری که تلاش شد در بوشهر کنسولگری ایجاد شود، در دوره امیرکبیر بود که همین انگلستان، که آن زمان قدرت بلامنازع بود، با آن مخالفت کرد؛ چراکه بحث تجارت با سایر کشورها مطرح بود.
این پژوهشگر تاریخ معاصر با اشاره به وضعیت کنونی انگلستان گفت: الان دولت انگلستان دیگر آن بریتانیای کبیر نیست؛ یک بریتانیای صغیر است، ولی وجهه استعماری خود را حفظ کرده است. همین الان در جهان مناطق مختلفی هستند که به پادشاه انگلستان سوگند میخورند و مالیات میدهند. جزایر و اراضیای وجود دارد که مالکیت آنها هنوز با انگلستان است.
زادبر ادامه داد: اما جهان، جهان قرن نوزدهم و بیستم نیست. اوایل قرن بیستویکم، جهان جدیدی است؛ انقلابهای استقلالخواهانه، بهویژه انقلاب اسلامی، تولید قدرت کردهاند. اینکه آنها میخواهند ایران را ببلعند، مهمترین مسئله برایشان بلعیدن منابع ایران است؛ کمااینکه سالها بعضیها میگفتند نفت و گاز ایران دیگر دارد تمام میشود و ارزش ندارد، اما هم نفت و گاز و هم موقعیت ژئوپلیتیک، هیچگاه اجازه نمیدهد ایران از اهمیت بیفتد.
وی بیان کرد: یک دورهای بوده که انگلستان هر کاری که دلش خواسته در ایران انجام داده است. شبکه وسیعی از رجال و کارگزاران داشته و در حدی بوده که نخستوزیر را با اجازه سفارت انگلستان تعیین میکردند.
این پژوهشگر تاریخ معاصر افزود: بهویژه بعد از جنگ جهانی دوم را ببینید؛ کشور اشغال شده بود و دخالتهایی که آنها میکردند. حتی شرکت نفت انگلیس و ایران، استانداران استانهای جنوبی را تعیین میکردند و نمایندگان مجلس را نیز آنها تعیین میکردند. چنین فعالمایشیایی در ایران داشتند و هر آنچه میخواستند انجام میدادند.
زادبر تصریح کرد: انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی نیمقرن مقابل این استعمارگری ایستادهاند و طبیعتاً انگلستان در کنار آمریکا برای تأمین منافع غرب فعالیت میکند. تصور نکنیم اقداماتی که انگلستان اکنون انجام میدهد، مربوط به همین سالهاست؛ از همان ابتدای انقلاب، اگر نگاه کنیم، در تمام فتنههایی که در کشور اتفاق افتاده و برای کشور هزینه ایجاد کرده، دولت انگلستان، سفارت انگلستان و شبکه انگلیسی در مسائل فرهنگی، رسانهای و جریانهای غربگرا، همیشه نقش داشتهاند.
وی ادامه داد: حتی شبکه انگلیسی، یعنی شبکهای از افراد، اشخاص، جریانهای سیاسی، جریانهای فکری و جریانهای روشنفکری که انگلستان در ایران داشته و دارد، از آمریکاییها قدمت بیشتری دارد؛ چون حضور انگلیسیها بیشتر بوده، سابقه استعماریشان بیشتر بوده و شناخت بهتری از ایران داشتهاند.
از ادعای بیطرفی تا حمایت از اسرائیل در جنگ اخیر
این پژوهشگر تاریخ معاصر تأکید کرد: اساساً ما با پدیده جدیدی روبهرو نیستیم. در همین جنگ هم انگلیسیها ادای این را درآوردند که ما در جنگ دخالت نمیکنیم، اما همه اسناد نشان میدهد که هم در جنگ ۱۲ روزه و هم در جنگ ۳۸ روزه، پایگاههایشان را در اختیار گذاشتند و به قول خودشان اسم آن را «دفاع» گذاشتند؛ به رژیم صهیونیستی برای ساقط کردن پهپادهای ایرانی و موشکهای ایرانی کمک کردند.
زادبر در پایان تاکید کرد: عملا در این جنگ غربی ـ عربی ـ عبری علیه ایران، انگلیسیها حضور داشتند. آنها دنبال این هستند که سهمی در این منطقه داشته باشند؛ ولو سهمی اندک. سهامدار شدن مجدد انگلیسیها در منطقه، حتماً لازمهاش این است که پشت سر آمریکا یا بهصورت مستقل در اینجا حضور داشته باشند؛ چراکه مرکز ثقل و هارتلند، قلب و مرکزیت این منطقه، ایران است.
پایان پیام/
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰