امروز یکشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷
۱۲:۲۸:۲۹ - دوشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۷
یادداشت/ سید صادق آقازاده:
استان گیلان و ام‌الفسادهایی که به تاریخ سپرده شدند!/ دمیدن روحی جدید در کالبد دوستداران انقلاب
بی شک نقش نماینده ولی فقیه در استان به عنوان مدیریت عالی نقشی بی بدیل و بی همتایی است که از آن به عنوان موهبت الهی در جهت احیای مبانی اسلامی و رفع معضلات عمومی و احقاق حقوق مردمی یاد می شود.

به گزارش سرویس یادداشت گیلانستان، دکتر سیدصادق آقازاده از فعالان سیاسی و فرهنگی استان گیلان طی یادداشتی نوشت:

با بررسی جایگاه سیاست در اندیشه اسلامی و به طور خاص اندیشمندان جهان تشیع به ضرس قاطع می توان نقش و اهمیت سیاست را نه با هر تعریف غربی و شرقی بلکه ذیل مبانی اسلام اصیل، بررسی نمود. فراز و فرود تاریخ سیاسی در اسلام قاطبه ی محل بررسی تحولات دنیای اسلام قرار گرفته است امری که از سوی دیگر ماوای بسیاری از اختلافات و برداشت های متعدد و تفاسیر گوناگون گردیده، با این همه بی شک نمی توان جایگاه سیاست انقلابی و عمل سیاسی انقلابی با تفسیر ضد خمودگی در مقابل وضع منحرف و اسفناک موجود را در سیره رسول گرامی اسلام و به طور خاص اهل بیت آن حضرت نادیده انگاشت. امری که اگرچه مصائب اندوه باری در تاریخ به ارمغان آورد لکن نتیجه ای مملو از استواری و مانایی بنیان های اصیل اسلام حقیقی را در متن و نهان یکایک عقلا، اندیشمندان و صاحبان خرد بر جای نهاد. بی شک نقطه تلالو و قله رفیع اسلام حقیقی در سده های اخیر را می توان در وقوع انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ دانست، انقلابی که برگرفته از همان آرمان ها، اعمال و تفاسیر نابی است که در سیره اهل بیت(ع) و در راس آنها رسول گرامی اسلام صراحتا قابل مشاهده است. منطق عقلایی امام راحل(ره) در بنیان حاکمیت اسلامی و ارائه اسلوب و متد جدید از آن، امری بدیع از حیث محتوا قرار گرفت که پس از خلا عظیم موجود به طور خاص در دوران غیبت، شجاعانه و با تمام کم بینی ها و کوته نظری های موجود با عنایت الهی صورت پذیرفت، از این منظر جایگاه ولی امام غائب نقش بی بدیلی در پیش برندگی نظام اسلامی با تمامی سازوکارهای آن دارد، امری که به تبع آن بر گردن دیگر نمایندگان آن ولی در اقصی نقاط عالم نیز صادق است. اگرچه موضوع مرقومه حاضر بررسی بنیان ها و مبانی حاکمیت سیاسی در اسلام نمی باشد لکن به نظر ارائه مختصر از آن مطالب می تواند راهگشای ادامه منظور از نوشتار گردد. استان گیلان با همه ظرفیت های موجود و قابلیت های متعدد همچون: پیش قراولی در پذیرش اسلام ناب و تشیع، مردمانی نجیب و صاحب خرد، نخبگانی ماندگار در تاریخ،علمای عظام، شهدای گرانقدر،هنرمندان نامی، ظرفیت های اقتصادی، طبیعت مثال زدنی و بسیاری از موضوعات دیگر، متاسفانه باید اظهار نمود همچنان به آنچه که از آن به عنوان مرتبه رفیع یاد می شود نرسیده است. شاید بتوان دلایل متعدد و متنوعی از چرایی این وضع را بیان نمود لکن عمده تمرکز ذیل مبانی عرض شده در بالا نسبت با روند “مدیریت” این استان طی سال های گذشته و به طور خاص پس از انقلاب اسلامی است. بی شک نقش نماینده ولی فقیه در استان به عنوان مدیریت عالی نقشی بی بدیل و بی همتایی است که از آن به عنوان موهبت الهی در جهت احیای مبانی اسلامی و رفع معضلات عمومی و احقاق حقوق مردمی یاد می شود. شرمسارانه باید اظهار نمود در پس این مسئولیت خطیر بعضا و در برخی موارد انحراف از ماهیت اساسی و شانیت این جایگاه توسط برخی افراد و یا اطرافیان آنان موجبات بدبینی عمومی و افسرگی ذهنی دوستداران اسلام و انقلاب را فراهم نموده است، اگرچه با سربلندی و سرافرازی باید اظهار نمود، روح آزرده خاطر تبدیل به انقلابی در انقلاب گردید و روح جدیدی در کالبد ها دمیده شد و ام الفساد ها با آن همه هزینه برای نظام (با تسامح) به تاریخ سپرده شدند و اکنون عزمی راسخ و اراده ای قوی در آحاد دوستداران اسلام، انقلاب، رهبری و نظام مشاهده می گردد. تحولات اخیر و فشارهای همه جانبه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خارجی و به تبع آن عملکرد پر غلط مسئولان داخلی دست به دست هم داده اند تا مسئله ای جدید به پای نظام مقدس جمهوری اسلامی بگذارند غافل از اینکه این درخت تنومند اکنون چهل ساله است و پر ریشه. با این همه بهره گیری از ظرفیت موجود در استان، عدم وجود بهانه در نیرو های ولایت مدار و ارزشی و قابلیت اجماع پذیری ذیل منویات نماینده ولی فقیه در استان، همگرایی عمومی مردمی و نخبگانی و موضوعاتی از این دست می تواند ره آورد آینده ای روشن و آنچه که شایسته این استان و مردم صبور، زحمتکش،مهربان و بزرگوار است به شرط بهره جستن و قدر دانستن موقعیت ها، قرار گیرد.

انتهای پیام/

  1. رضا   ۱۳۹۷-۰۷-۲۳  

    سلام احسنت بر نویسنده…


  • آخرین اخبار
  • گوناگون
ويژه نامه
تعداد شماره ها: 0
تبلیغات چاپ بنــــر تبلیغات تبلیغات تبلیغات تبلیغات