امروز دوشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۷
۲۰:۳۰:۱۴ - یکشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۶
رضا جمشیدی چناری:
راههای مقابله با پرشیا- یادداشت اول
اگر چه نقش ایران در منطقه همواره با مبالغه همراه بوده است اما قدم های اشتباه آمریکا در منطقه خود عاملی برای نا آرامی و نا پایداری منطقه ای بوده است.

به گزارش سرویس یادداشت گیلانستان، رضا جمشیدی چناری دانشیار دانشگاه گیلان و رئیس اسبق شورای شهر رشت یادداشتی با عنوان “راه‌های مقابله با پرشیا” نوشت که متن آن در ذیل آمده است:

در ماه ژوئن سال ۲۰۰۹ موسسه مرکز مطالعات خاورمیانه SABAN  مربوط به موسسه BROOKINGS که دارای آوازه بین المللی می باشد و اخیرا توسط نشریه اکونومیست با پرستیژترین اطاق فکر ایالات متحده لقب گرفته است با نگاهی نسبتا لیبرال مطالعات و پژوهش های مورد حمایت دولتهای آمریکا را پوشش می دهد گزارشی از یک مطالعه جامع را در قالب یک مقاله تحلیلی ۱۷۰ صفحه ای منتشر نمود که توسط شش محقق برجسته انجام گرفته است. این پژوهش که به طور کلی راه های مقابله با ایران یا پرشیا را بررسی می نماید در بخش های مختلف راهکارهایی را ارائه می دهد که به طور خلاصه در چهار بخش، ۹ راهکار را بیان میکند که رنگین کمانی از گزینه های مختلف را در برابر ایران معرفی می نماید. این راهکارها را میتوان به صورت تیتر وار و به ترتیب به شرح زیر بیان نمود:

بخش اول: گزینه های دیپلماتیک مبتنی بر منصرف نمودن جمهوری اسلامی ایران

گزینه اول: ترغیب

گزینه دوم: اغوا

بخش دوم: گزینه های نظامی مبتنی بر خلع سلاح تهران

گزینه سوم: تهاجم همه جانبه

گزینه چهارم: حمله هوایی آمریکا

گزینه پنجم: حمله نظامی توسط اسرائیل

بخش سوم: سرگونی رژیم تهران

گزینه ششم: انقلاب مخملی با حمایت از یک جریان معترض محبوب

گزینه هفتم: ایجاد شورش و طغیان با حمایت از گروه های اقلیت و مخالف نظام

گزینه هشتم: کودتا با حمایت از یک حرکت نظامی ضد رژیم

بخش چهارم: محدود کردن مبتنی بر مانع تراشی برای ایران

گزینه نهم: پذیرش آنچه که غیر قابل پذیرش می باشد.

این مطالعه و گزارش جامع در تابستان ۱۳۸۸ توسط موسسه بروکینز منتشر شد و نشان می دهد دولت های ایالات متحده ماه ها و سال ها برای مقابله با جمهوری اسلامی و انزوای ایران در منطقه برنامه داشته و گزینه های مختلفی که دولت جرج بوش و دولت های بعدی همواره در برابر ایران از آن یاد می کرده اند حاصل مطالعات و بررسی های طولانی توسط موسسات مورد حمایت احزاب حاکم بر ایالات متحده می باشد. یادداشت حاضر قصد تحلیل گزینه های اشاره شده در بالا را ندارد بلکه فقط بخشی از مقدمه این گزارش را ارائه می دهد. محققین این پکیج ضد ایرانی با طرح پرسشی تحت عنوان “ایالات متحده باید در برابر ایران چه سیاستی اتخاذ کند؟” آغاز می نمایند و در همان ابتدا اقرار می کنند که طرح این پرسش خیلی آسان است اما به مدت ۳۰ سال از پیروزی انقلاب اسلامی ایران (۱۹۷۹) واشنگتن همواره بر سر یافتن یک گزینه خوب و موثر برای مقابله با ایران به مشکل برخورده است. جمهوری اسلامی ایران همواره چالش های گیج کننده ای را برای ایالات متحده ایجاد نموده و رهبران ایران همواره به دلایل ایدئولوژیکی، ملی و یا امنیتی آمریکا را بزرگترین دشمن خویش قلمداد نموده اند. برخلاف خیلی از کشورهای مسلمان دیگر که ممکن است از آمریکا ترس همراه با تنفر داشته باشند، جمهوری اسلامی ایران همواره بر ضدیت خویش با ایالات متحده پافشاری نموده و منافع و مواضع دولت آمریکا را در منطقه و در خاورمیانه تهدید نموده است. علاوه بر این، این گزارش تاکید می نماید که سیاست خارجی ایران تحت تاثیر شرایط داخلی بوده می باشد که شناسایی آن همواره سخت بوده و سخت تر از آن اثر گذاری بر آن میباشد. ایران همواره سیاست های به ظاهر متناقضی را دنبال نموده است اما در عمل مردم با دنبال نمودن اهداف آرمانگرایانه همیشه آماده جانفشانی بوده اند.

این گزارش با ابراز یاس و ناامیدی از پذیرش واقعیات اشاره شده در بالا تاکید می نماید که آمریکا در شرایطی نمی باشد که ایران را نادیده بگیرد و به عبارت دیگر ایران کشوری مهم و در یک نقطه بحرانی جهان میباشد. اگر چه نقش ایران در منطقه همواره با مبالغه همراه بوده است اما قدم های اشتباه آمریکا در منطقه خود عاملی برای نا آرامی و نا پایداری منطقه ای بوده است و در این بین آنکه همواره به هزینه واشنگتن در منطقه بهره ای برده است کسی نیست جز ایران.

با تمام این اوضاع و احوال در سال ۲۰۰۷ وزارت اطلاعات آمریکا هشدار داد که تهران به زودی و در یک دهه آتی به سلاح هسته ای دست خواهد یافت  و این بهانه ای برای طراحی گزینه های مختلف برای مواجه با ایران گردید که در این یادداشت به این گزینه ها اشاره شد. در یادداشت های بعدی سعی خواهم نمود گزینه های مختلف مورد نظر موسسه BROOKINGS که بیش از یک قرن قدمت دارد و از سال ۲۰۱۶ مورد حمایت مالی بنیاد بیل گیتز و دولت قطر نیز قرار گرفته است را واکاوی نمایم اما آنچه در اینجا به عنوان نتیجه گیری می توانم بیان کنم آن است که ایالات متحده همواره و پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی در سال ۱۹۷۹ به دنبال ضربه زدن به پیکره جمهوری اسلامی ایران بوده است و این گزارش به روشنی موید مواضع خصمانه و در عین حال متنوع و گاها با پوشش دموکراتیک آمریکا در قبال کشور پهناور ایران اسلامی می باشد.


  • آخرین اخبار
  • گوناگون
ويژه نامه
تعداد شماره ها: 0
تبلیغات چاپ بنــــر تبلیغات تبلیغات تبلیغات تبلیغات